تاثیر مواد نگهدارنده رطوبت در خاك درشت بافت بر عملكرد گندم و بهره وری آب
تاریخ دفاع
استاد
محمدعلي حاج عباسي جورتاني
دانشکده
مهندسی كشاورزی
محدودیت منابع آب و خاک در بخش کشاورزی، باعث شده تا راهکارهایی بهکار رود تا ضمن حفظ تولید محصولات کشاورزی و امنیت غذایی، از منابع آب و خاک نیز محافظت شود. یکی از راهکارهای مقابله با بحران کمآبی، استفاده کارآمد از منابع آبی و ارتقای بهرهوری آب در راستای تحقق اهداف فوقالذکر است. اعمال کمآبیاری و استفاده از روشهای مختلف حفظ رطوبت در منطقه ریشه از جمله اقدامات موثر به منظور حفظ و افزایش بهرهوری آب در خاک است. پژوهش حاضر، به منظور ارزیابی اثر مواد نگهدارنده رطوبت در خاک درشت بافت بر صفات گندم (Triticum aestivum L.)، بهرهوری آب و ویژگیهای خاک انجام شد. تیمارها شامل مواد نگهدارنده رطوبت در هشت سطح (کود آلی، سوپرجاذب در عمق 30 و 40 سانتیمتری خاک، سوپرجاذب مخلوط با خاک، مصرف نواری سوپرجاذب، کارگذاری نایلون در عمق 30 و 40 سانتیمتری) و عمق آب آبیاری در دو سطح (100 و 75 درصد نیاز آبی) بود. آزمایش به صورت نوارهای خرد شده و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 1396-1395 و 1397-1396 در جنوب استان کرمان در منطقه جیرفت اجرا شد. کمآبیاری محتوای نسبی آب برگ و غلظت رنگدانههای فتوسنتزی را کاهش داد اما نشت الکترولیتها و میزان پرولین برگ را افزایش داد، همچنین موجب کاهش عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، ارتفاع بوته، تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله، وزن تازه و خشک و حجم ریشه شد اما بهرهوری آب را حدود 3/10 درصد افزایش داد. همچنین شرایط کمآبیاری درصد نیتروژن دانه را کاهش داد اما موجب افزایش غلظت پتاسیم و فسفر دانه شد. با مصرف کود آلی، چگالی ظاهری خاک کاهش یافت همچنین این کود به ترتیب موجب افزایش 10، 7/6 و 17 درصدی رطوبت اشباع، گنجایش مزرعهای و نقطه پژمردگی دائم شد. مواد نگهدارنده رطوبت تاثیر معنیداری بر درصد کربن آلی (P<0.01)، فسفر قابل جذب خاک (P<0.01) و پتاسیم قابل جذب خاک (P<0.01) داشته است. استفاده از مواد نگهدارنده رطوبت در خاک موجب افزایش محتوای نسبی آب برگ، رنگدانههای فتوسنتزی و درصد نیتروژن، فسفر و پتاسیم دانه گندم گردید. کود آلی با بهرهوری آب 89/1 کیلوگرم در متر مکعب بیشترین میزان را به خود اختصاص داد. مقدار بهرهوری آب بین تیمارهای کارگذاری نایلون در دو عمق 30 و 40 سانتیمتر و سوپرجاذب در عمق 30 سانتیمتر تفاوت معنیدار نبود. بیشترین عملکرد دانه در تیمار کود دامی (55/9 تن در هکتار) و سپس در تیمار کارگذاری نایلون در عمق 40 سانتیمتری (76/8 تن در هکتار) مشاهده گردید. بیشترین تعداد سنبله در واحد سطح و تعداد دانه در سنبله مربوط به تیمارهای کود دامی، کارگذاری نایلون در عمق 40 سانتیمتر و سوپرجاذب مخلوط با خاک بود. اثر متقابل رژیم آبیاری و مواد نگهدارنده رطوبت بر برخی صفات (سطح برگ، ارتفاع بوته، تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله، محتوای نسبی آب برگ، نشت الکترولیتها، کلروفیل a و ارتفاع بوته) معنیدار شد که نشان میدهد در شرایط تنش رطوبتی استفاده از این مواد موجب بهبود صفات گندم شده است. با توجه به اینکه در اکثر صفات تفاوت معنیداری بین تیمارهای سوپرجاذب در دو عمق 30 و 40 سانتیمتری و مصرف نواری سوپرجاذب با شاهد وجود نداشت، بنابراین استفاده از این تیمارها در این خاک توصیه نمیگردد. آثار مثبت کود دامی و وجود نایلون در زیر منطقه فعالیت ریشه برای اکثر صفات مشاهده گردید، لذا بکارگیری هرکدام از این تیمارها پس از ارزیابی اقتصادی و توجه به جنبه زیستمحیطی آنها توصیه میشود.
واژههای کلیدی: بهرهوری آب، کمآبیاری، گندم، مواد نگهدارنده رطوبت.

