رفتن به محتوای اصلی
x
بررسی نظری پیوندهای تریل و خوشه های لیتیومی با استفاده از روش های جدید توپولوژی شیمی كوانتومی
تاریخ دفاع
استاد

كيامرث اسكندري

دانشکده
شیمی

در بخش اول این رساله ماهیت کمپلکس‌های پیوندی تریل تشکیل‌شده بین BX3 ( X=H, F, Cl و Br) و برخی بازهای لوئیس (NH3, CO و NCH) با روش‌های توپولوژی شیمی کوانتومی (QCT) مختلف موردبررسی قرارگرفت. توزیع لاپلاسی چگالی الکترونی نشان داد که کمپلکس¬های ضعیف برهمکنش تریل را می¬توان در دسته¬ی برهمکنش¬های لامپ – هول قرار داد. از طرف دیگر در کمپلکس¬های از نوع کووالانسی، لامپ در لایه ظرفیت باز لوئیس به سمت اتم بور قطبیده می¬شود و منجر به تشکیل بورهای چهار ظرفیتی می¬گردد. روش تجزیه‌وتحلیل اتم¬ها در مولکول¬های طبیعی (NAIM) نشان داد که NBO (اوربیتال طبیعی پیوندی) پیوندی مادر، منبع اصلی چگالی الکترون در نقطه بحرانی پیوند تریل در برهمکنش¬های از نوع کووالانسی است. روش اتم¬های کوانتومی برهمکنش¬کننده (IQA) نشان داد که در هر دو کمپلکس لایه بسته و کووالانسی، عبارت¬های همبستگی-تبادلی سهم اصلی برهمکنش¬های درون قطعه¬ای را تشکیل می¬دهند که نشان¬دهنده اهمیت اشتراک الکترون در تشکیل این کمپلکس¬هاست. روش تجزیه‌وتحلیل اوربیتال¬های طبیعی انطباقی (NAdO) نیز نشان داد که کانال¬های دهنده و برگشتی تقریباً سهم یکسانی در عدم استقرار الکترون بین قطعه¬ها دارند. نکته حائز اهمیت این است که در سیستم¬های لایه بسته، برهمکنش¬های بین قطعه¬ای الکتروستاتیک، خیلی ناچیز است و عبارت¬های همبستگی-تبادلی، انرژی¬های ناپایدار کننده¬ی حاصل از تغییر شکل را جبران می¬کنند. متقابلاً در کمپلکس¬های از نوع کووالانسی سهم هر دو عبارت همبستگی-تبادلی و الکتروستاتیک برای غلبه بر تغییر شکل ضروری است.در بخش دوم این رساله به ماهیت پیوندها در خوشه¬های لیتیومی پراسپین پرداخته می¬شود. ازآنجایی‌که هیچ جفت الکترونی بین اتم¬ها در خوشه¬های لیتیومی پراسپین وجود ندارد و با الکترون‌های اسپین¬ موازی تشکیل پیوند می‌دهند. ازاین‌رو به¬نظر می¬رسد مفهوم پیوند شیمیایی متداول را نقص می‌کنند. نظریه¬ی کوانتومی اتم¬ها در مولکول¬ها (QTAIM) و IQA جهت بررسی ماهیت پیوندی در خوشه¬های لیتیومی پراسپین ??+1?????? (?? = 2 - 5) به کار گرفته شد. نتایج نشان می¬دهد که جاذب¬های غیرهسته‌ای جز اصلی خوشه¬های لیتیومی پراسپین هستند و نقش اساسی در پایداری آن¬ها ایفا می‌کنند و برمبنای جملات انرژی IQA، برهمکنش دافعه الکتروستاتیک بین اتم¬های لیتیومی وجود دارد که برخلاف تشکیل خوشه عمل می¬کند. از طرف دیگر، برهمکنش¬های جاذبه بین اتم¬های لیتیوم و حوزه¬های جاذب غیرهسته¬ای (NNA) از برهمکنش¬های دافعه¬ی لیتیوم - لیتیوم قوی¬ترهستند. درواقع NNAs تمایل به کشیدن اتم¬های لیتیوم به سمت یکدیگر و پایدارکردن خوشه حاصله را دارند. خوشه¬های لیتیومی پراسپین را می‌توان ترکیبات الکتروستاتیکی در نظر گرفت زیرا اساساً سهم الکتروستاتیک مسئول برهمکنش‌های جاذبه بین اتم‌های لیتیوم و NNAها است. تنها استثنا ترکیب 3Li2 است که بدون NNA است و دارای برهمکنش غیر دافع لیتیوم-لیتیوم است. درواقع در این ترکیب انرژی الکتروستاتیک بین‌اتمی به‌طور چشمگیری کوچک است و جمله‌ی همبستگی-تبادلی منجر به یک برهمکنش پیوندی ضعیف می‌شود.کلمات کلیدی: پیوند تریل، لاپلاسی چگالی الکترون، چگالی الکترونی، خوشه¬ی لیتیومی، QCT، NPFM، IQA، NNA.


تحت نظارت وف ایرانی