كيوان اصغري
امروزه، دسترسی پایدار بهمنابع آب منجر به اعمال سیاستهای مدیریتی پیچیدهای شده که شرایط هیدرولوژیکیطبیعی حوضهها و به تبع آن، شرایط خشکسالیهای هیدرولوژیکی را تحت تاثیر قرار دادهاست. افزون بر دخالتهای انسانی، پدیده تغییر اقلیم نیز سهم بسزایی در ایجادتغییرات در شرایط خشکسالیهای هیدرولوژیکی داشته، که باید برای اعمال مدیریتخشکسالی و کاهش اثرات مخرب آن، سیاست سازگاری و کاهش اثرات تغییر اقلیم مورد توجه قرارگیرد. بنابراین، دستیابی به بهترین رویکرد برای ارزیابی اثر دو عامل مهم دخالت وفعالیتهای انسانی و اثر تغییر اقلیم بر خشکسالی های هیدرولوژیکی همچنان مورد توجهدانشمندان و پژوهشگران حوزه علم آب است. پژوهش حاضر در حوضه آبریز زایندهرود، یکیاز مهمترین حوضههای ایران از لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی انجامشده که به سبب اهمیت آن، تحت تأثیر سیاستهای مختلف مدیریتی و فعالیتهای انسانیقرار گرفته است. رویارویی با کاهش شدید منابع آب و وقوع خشکسالیهای پیدرپی درسالهای اخیر، بررسی تأثیر عوامل و دخالتهای انسانی را بر شرایط خشکسالیهیدرولوژیکی در دوره تاریخی و همچنین اثرات تغییر اقلیم را درآینده حوضه زایندهروداجتنابناپذیر نمود. در این پژوهش با بهرهگیری از روش بالادست-پاییندست و رویکردهایپیشنهادی همچون روش تکایستگاه و روش تعادل متوالی، اثرات فعالیتها و عوامل گوناگونانسانی بر تغییر ویژگیهای خشکسالی هیدرولوژیکی آشکارسازی شد. فعالیتهای انسانیشامل پروژههای انتقال آب بینحوضهای، وجود سد زایندهرود و مصارف مهم کشاورزی،شرب و ضنعت در بالادست و پاییندست حوضه زایندهرود بودند که اثر آنها در دورهتاریخی بیست ساله مورد بررسی قرار گرفتند. در ادامه پژوهش با توجه به اثرات عواملانسانی در دوره تاریخی، دو سناریوی شامل فعالیتهای انسانی در شرایط محتمل برای
دوره آینده پیشنهاد شد

