حميدرضا صفوي
یکی از مهمترین چالشها در مدیریت کمی منابع آب، تصمیمگیری در مورد سیاستهایتخصیص است. حضور بهرهمندان و تصمیم گیران مختلف در حوضه با اهداف متضاد و همچنینوجود عدم تعادل بین منابع و مصارف و عدم قطعیتها فرآیند تخصیص را پیچیدهتر میکند. محدود بودن منابع آب در دسترس و افزایشنیاز آبی منجر به تشدید رقابت بین کاربران آب و ایجاد مناقشه آبی در بسیاری از حوضههایآبریز بهخصوص در حوضه آبریز زایندهرود شده است. مدیریت آب در حوضه آبریز زایندهرود بهعنوان یک حوضه بسته به لحاظهیدرولوژیکی و نیز حوضه تحت تنش شدید آبی، وجود محدودیتهای مختلف سیاسی، اجتماعی،حقوقی و زیستمحیطی، اهداف متناقض و وجود گروداران با نیازها وترجیحات متفاوت با ناکارایی و شکست مواجه شده است. یکیاز چالشهای بزرگ برای وزارت نیرو در این حوضه، تأمین نیاز آبی کشاورزان حقآبهدار است. با معرفی مفهوم تئوری بازیها،مدیران و سیاستگذاران در بسیاری از زمینهها تشویق شدهاند تا علاوه براهداف اقتصادی، رقابت بین گروداران را نیز در برنامهریزی خود در نظر بگیرند. بهدنبال این مفهوم، مدلهای حل مناقشات به دغدغه اصلی بسیاری از محققان تبدیل شدهاست. فرض معمول برای مدل سازی مناقشات این است که گروداران به اطلاعات یکسانیدسترسی دارند. با این حال در بسیاری از شرایط واقعی، اطلاعات بین گروداران دانشمشترک نیست. در این تحقیق چارچوب مبتنی بر بازی علامتدهی معرفی میشود تا نقشاطلاعات نامتقارن بر سیاستهای تخصیص آب بررسی شود. این اطلاعات نامتقارن میتواندشامل عدم قطعیت راجع به متغیرهای هیدرولوژیکی، منابع آب در دسترس و یا نحوه تخصیصآب باشد. وجود این عدم تقارن اطلاعات بین گروداران قطعاً بر روی عملکرد و نحوه تصمیمگیریآنها تأثیر خواهد گذاشت. بازی علامتدهی دستهای از بازیهای پویا با اطلاعاتناقص است که میتواند برای مدل کردن این مسئله مفید باشد. این بازی بین دو بازیکنبا اطلاعات نامتقارن انجام میشود؛ که در آن فرستنده، بازیکن با اطلاعات بیشتر،تلاش میکند تا با ارسال علامت به گیرنده، بازیکن با اطلاعاتکمتر، اطلاعاتی را منتقل کند. در این تحقیق تحلیلی از رفتار استراتژیک وزارت نیروو بخش کشاورزی در حوضه آبریز زایندهرود ارائه شده و و وزارت نیرو بهعنوانفرستنده و کشاورزان بهعنوان گیرنده در نظر گرفته میشوند. نتایج اولیه نشان داد در صورت تمرکز بر روی مسائلاقتصادی تعادل این بازی از نوع یککاسه است. تعادل یککاسه به این معناست که وزارتنیرو در هر حالتی که باشد تمایل چندانی به احقاق حقآبه تالاب یا کشاورزان نداشتهو در تمامی حالتها تلاش میکند که بیشترین حجم آب را در پشت سد نگه دارد. اینتعادل بهاینعلت اتفاق میافتد که تابع مطلوبیت برای وزارت نیرو تنها بهصورتاقتصادی تعریف شده است. خسارت پرداختی به کشاورزان در فروش آب به سایر بخشها به ناچیزاست ؛ بنابراین در صورت تمرکز یکجانبه وزارت نیرو به ارزش اقتصادی آب تمایلی برایاحقاق حقآبه کشاورزان یا تالاب گاوخونی نخواهد داشت. در این راستا در ادامه تحقیقمدل بازی با در نظر گرفتن جنبههای دیگر ازجمله مسائل زیستمحیطی و حقوقی علاوه برمسائل اقتصادی توسعه یافت تا مدل به شرایط واقعی حوضه نزدیک شود. دربازی توسعه داده شده وزارت نیرو در جایگاه فرستنده در دو حالت خوشقول یا بدقولبودن و احقاق یا عدم احقاق حقآبهکشاورزان بهعنوان علامت برای او تعریف شد. کشاورزان نیز در جایگاه گیرنده قراردارند و دو استراتژی همکاری یا عدم همکاری را دارند. این سناریوها در مدل WEAP تعریف شد و اطلاعات مورد استفاده در مدل بازی استخراجو پیامد بازیکنان حساب شد. در ادامه تمام تعادلهای بیژین نش کامل در بازی ارائهشد. تعادل بیانگر نحوه رفتار ذینفعان در مناقشه است. دو دسته تعادل منفک یا یککاسهممکن است در بازی علامتدهی اتفاق بیفتد که به شرایط تعادل بستگی دارد. نتایج نشان داد که تعادل یککاسه همیشه در این حوضه رخ میدهدو باعث ایجاد مناقشه میشود. در این تعادل وزارت نیرو خوش قول مایل است علامت احقاق حقآبه کشاورزان را ارسال کند و کشاورزاننیز با او همکاری میکند و رضایتنسبی در حوضه برقرار است. اما وزارت نیرو بدقول برای جلوگیری از اعتراضات کشاورزانرا فریب می دهد تا عوض به آنها خسارت بپردازد. انتقال بازی از تعادل یککاسه بهتعادل منفک، استراتژی مناسبی برای حل مناقشه است. نتایج نشان داد که وقوع تعادلهایمنفک به خسارت پرداختی به کشاورزان بستگی دارد. اگر خسارت پرداختی بیش از 25/10درصد هزینه کاشت باشد، هیچ مناقشه ای وجود نخواهد داشت. . نتایجاین مطالعه بینشی را راجع به تأثیر اطلاعات نامتقارن و پتانسیل اقدامات برای تعدیلمناقشه به تصمیمسازان میدهد.

