محمد مهدي مجيدي
این تحقیق در پنج مطالعه مختلف انجام شد. در مطالعه اول، 21 ژنوتیپ متنوع چمانواشبلند از نظر تولید علوفه و صفات مورفولوژیکی، صفات ریشه، دیرزیستی و برگشتپذیریتحت سه تیمار آبیاری (نرمال، تنش خشکی متوسط و شدید) و وجود دو غلظت اسید سالیسیلیک(0 و 1 میلیمولار) طی سالهای 97–1395 مورد ارزیابیقرار گرفتند. در سال چهارم (1397)، آبیاری در تمامی تیمارها به مدت دو ماه درتابستان (خشکی شدید) متوقف شد و سپس برای بررسی تأثیر تیمارهای قبلی بر صفاتمذکور، گیاهان مجدداً آبیاری شدند. نتایج نشان داد که بهبود پس از خشکی شدید و دیرزیستیدر چمانواش بلند به شرایط محیطی رطوبتی و نیز پاسخهای ژنوتیپی بستگی دارد. محلولپاشی اسید سالیسیلیک باعث بهبود تولید علوفه، تحمل به خشکی، برگشتپذیری پس از خشکیو اکثر صفات ریشه شد، در حالی که اثر منفی بر دیرزیستی و طول ریشه داشت. در مطالعهدوم، 67 ژنوتیپ چمانواش بلند شامل سه گروه (زودرس، میانرس ??و دیررس از نظرزمان گلدهی) از نظر صفات مورفولوژیکی و عملکردی در سه محیط آبیاری (نرمال، تنش خشکیمتوسط و شدید) طی دو سال (1397-1398) مورد بررسی قرار گرفتند. در تابستان سالچهارم (1398؛ آخرین سال آزمایش) برگشتپذیری پس از خشکی مطابق روش توضیح داده شدهدر مطالعه اول اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که تنش خشکی آثار نامطلوبی برعملکرد و اجزای عملکرد علوفه، صفات برگشتپذیری پس از خشکی و بقاء دارد. تنش خشکیطولانی مدت روابط بین صفات مختلف را تغییر داد. همبستگی مثبت و معنادار بین عملکردعلوفه و امتیاز برگشتپذیری پس از خشکی با تحمل به خشکی نشان داد که این صفات میتوانندبه عنوان معیار انتخاب مناسب برای افزایش عملکرد علوفه و شناسایی ژنوتیپهای برتردر مناطق خشک و نیمه خشک مورد استفاده قرار گیرند. نتایج این مطالعه نشان دهندهخواب تابستانی کم تا متوسط ??(خواب تابستانی ناقص) در این ژرمپلاسم بود. در مطالعه سوم، 28 ژنوتیپ متنوع متعلق به هفت گونه گراس فصل خنک برایتفاوتهای بین گونهای در برگشتپذیری پس از خشکی ، دیرزیستی، بقاء و خواب تابستانهو ارتباط آنها با تحمل به خشکی طی سالهای 99-1396 تحت سه رژیم آبیاری (نرمال وتنش خشکی متوسط و شدید) مورد بررسی قرار گرفتند. هفت گونه شامل چمانواش بلند (Festuca arundinacea Schreb)، فسکیوی چمنزار (.Festuca pratensis Huds)، فسکیوی گوسفندی (Festuca ovina)، فسکیوی قرمز (.Festucarubra L)، چچم چند ساله (.Lolium perenne L)، چچم ایتالیایی (Lolium multiflorum L.) و هیبرید آنها Lolium×hybridum بود. طیف گستردهای از تنوع ژنتیکی در تمام صفات اندازهگیری شدهدر بین گونهها و درون گونهها در پاسخ به سطوح مختلف آبیاری شناسایی شد. تنش خشکیطولانی مدت باعث کاهش کارایی علوفه، برگشتپذیری پس از خشکی و بقا در همه گراسهاشد. در بین گونههای مورد مطالعه، چمانواش بلند دارای تولید علوفه، تحمل به خشکی،بقاء، میزان برگشتپذیری و دیرزیستی بالاتری بود. فسکیوی گوسفندی تولید علوفه و برگشتپذیریپس از خشکی کمی داشت. گونهها و ژنوتیپهای برتر برای تولیدات علوفهای از گونه Festucaarundinacea و برای کاربردهای چمنی از گونههایFestucaarundinacea، Lolium perenne و Lolium × hybridum برای برنامههای آینده شناسایی شدند. در مطالعه چهارم، 16 فامیل نیمهخواهری مشتق شده از تلاقیهای پلیکراس از نظر صفات زراعی-مورفولوژیکی در مزرعهتحت سه سطح آبیاری (نرمال، تنش خشکی متوسط و شدید) طی سالهای 1397 و 1398 موردبررسی قرار گرفتند. در سال چهارم (1398) آبیاری برای تمام تیمارها به مدت 2 ماه قطعو پس از 6 هفته آبیاری مجدد صفات برگشتپذیری پس از خشکی مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج نشان میدهد که افزایش شدت تنش آبی آثار نامطلوبی بر پتانسیل تولیدو برگشتپذیری پس از خشکی داشته است. مقادیر نسبتاً بالای وراثت پذیری خصوصی برایاجزای عملکرد و صفات مربوط به برگشتپذیری، نقش اثر افزایشی ژنها را در بیان اینصفات نشان میدهد. تنوع بالایی برای ترکیب پذیری عمومی مشاهده شد و در نهایتژنوتیپهای مطلوب برای تلاقیهای آینده معرفی شدند. در مطالعه پنجم، 42 فامیل تمامخواهری از چمانواش بلند (شامل 120 ژنوتیپ منفرد)، شناسایی شده توسط نشانگرهای EST-SSR به همراه والدین آنها با هدف تخمین پارامترهای ژنتیکی و پیشبینیارزشهای اصلاحی پنج صفت زراعی-مورفولوژیک در سه برداشت با استفاده از روش REML/BLUP در مزرعه طی 4 سال (1400-1397) بررسی شدند. وراثتپذیری خصوصی کم(h2n) برای عملکرد علوفه خشک در سه برداشت نشان میدهد که ممکن است ژنهایغیرافزایشی نی

