نادر فتحيان پور
اکتشاف ذخایر پنهان و عمیق معدنی در دهه های اخیربا چالشهای بنیادین ناشی از ابهام ذاتی و عدم یکتایی پاسخها در مدل سازیها ی
وارون ژئوفیزیکی روبرو بوده است؛ اگرچه روش های وارونسازی سه بعدی متداول توانستهاند توزیع خواص ف یزی کی را بازسازی کنند، اما
هموارسازی های اعمال شده در فرآیند منظمسازی و تفاوت در قدرت تفکیک روشهای مختلف )مانند گرانی و مغناطیس(، منجر به عدم
قطعیت مکانی در تعیین دق یق هندسه کانسار می شود. این رساله با هدف غلبه بر این محدودیتها و کاهش ریسک حفاریهای اکتشاف ی ، یک
چارچوب نوین و کارآمد مبتنی بر تلف یق پس از وارونسازی مدل های سه بعدی در حوزه تبدیل فرکانسی -مکانی را توسعه داده است که
نوآوری اصلی آن، گذر از روش های سنتی همبستگی آماری و بهره گیری از قابلیتهای پردازش سیگنال چند مقیاسی با استفاده از تبدیل
موجک گسسته و تبدی ل کانتورلت برای استخراج و تلفیق و یژگ ی های ساختاری و بافتی مدلهای مستقل ژئوف یز یکی است. در متدولوژی
پیشنهادی، ابتدا دادههای ژئوف یزیکی مستقل )شامل گرانی ، مغناطیس، مقاومت و یژه و قطبش القایی ( با استفاده از الگوریتمهای استاندارد
وارونسازی سهبعدی مدل سازی شده و سپس مدلهای حاصل جهت هم پایهسازی هندسی ، به یک شبکه سلولی مشترک نگاشت می شوند؛
فرآیند تلفیق در فضای تبدیل بر اساس دو قانون متما یز برای مولفههای کلیات و جزئیات طراح ی شده اس ت بدین صورت که برای
مولفههای فرکانس پایی ن )ساختارهای پسزمینه( از یک سیستم وزندهی عمقی کالیبره شده با ضرا یب بهینهسازی شده توسط جستجوی
شبکه ای استفاده شد و برای مولفه های فرکانس باال )جزئیات و لبه ها(، قانون انتخاب حداکثر اعمال گردید تا تیزترین تغییرات ساختاری از
هر مدل در نتیجه نهایی حفظ شود. کارایی و پایداری الگوریتم توسعهیافته ابتدا بر رو ی سه دسته مدل مصنوعی پیچ یده )شامل مدل ساختار
ترکیبی ، دایک شیب دار و مدل سیستم پورف یری( مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشان داد که موجک مادر 4db با سطح تجزیه ،2 بهینه ترین
حالت برای ا یجاد تعادل میان حذف نوفههای فرکانس باال و حفظ جزئیات ساختاری است، چرا که سطوح تجزیه باالتر منجر به هموارسازی
بیش از حد و از دست رفتن اطالعات مرزی کانسار می شوند. جهت اعتبارسنج ی عملیاتی ، روش پیشنهادی در دو مطالعه موردی پیادهسازی
شد: نخست در کانسار آهن جالل آباد )تلفیق گرانی و مغناطیس با موجک( که مدل تلفیقی توانست با دقتی بسیار باالتر از مدل های منفرد
هندسه توده کانی سازی ترکیبی هماتیتی -مگنتیتی را بازسازی کرده و گسل اصلی منطقه را بارزسازی نماید، به طوری که نواحی دارای
بیشترین امتیاز تلفیقی انطباق کاملی با زونهای کانی سازی آهن در اعماق 300 تا 370 متری گمانه های اکتشاف ی داشتند؛ و دوم در اندیس
مس پورف ی ری ظفتک )تلفیق مغناطیس، مقاومت ویژه و پالریزاسیون القایی با کانتورلت( که برای نخستین بار از تبدی ل کانتورلت جهت تلفیق
استفاده شد و با توجه به ماهیت منحن ی شکل زون های دگرسانی پورف یری، این تبدیل عملکرد ی برتر نسبت به موجک نشان داد و توانست
هسته مرکزی کانی سازی در زون پتاسیک )با و یژگی های مغناطیس ضعیف، مقاومت و پالریزاسیون القایی باال( را با دقت مکانی باال تفکیک
نماید. ارزیاب ی کمی نتایج با استفاده از شاخصهای آمار ی پیشرفته شامل د یورژانس جنسن-شانون و تحلیل حباب انجام شد که نشان داد
مدل تلفیقی سطح 2 در مقایسه با سطح 3 دارای خطای کمتر و پیوستگی ساختاری بیشتری است )شاخص تحلیل حباب 95.13 برای سطح 2
در مقابل 91.3 برای سطح 3( و مقایسه مقاطع مدل تلفیقی با نتایج حفاری، همبستگی باالیی را میان نواح ی با امت یاز باال و زونهای دارای عیار
اقتصادی مس )بین 0.4 تا 0.6 درصد( آشکار ساخت. در نهایت، این رساله اثبات نمود که رو یکرد تلفیق در حوزه تبدیل، با بهرهگیری از
ماهیت مکمل خواص ف یزیکی سنگها، نه تنها ابهامات تفسیری ناشی از مدلسازی های منفرد را به طرز چشمگیری کاهش می دهد، بلکه با
ارائه مدلی یکپارچه و منطبق بر واقعی تهای زمین شناسی ، ابزاری قدرتمند برای اولویتبندی نقاط حفاری و کاهش هزینه های اکتشاف در
مح یطهای پیچ یده معدنی فراهم می آورد

