علي لطفي
چکیده
در سالهایاخیر تغییرات کاربری اراضی در اصفهان بزرگ بهشدت اتفاق افتاده است و تلاش برای شبیهسازیفضایی آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در برنامههای مدیریت کاربری اراضی و دستیابیبه توسعه پایدار ضروری است؛ بنابراین هدف از انجام بخش اول و دوم پژوهش حاضر، مدلسازیتخصیص کاربری اراضی و تحلیل این تغییرات میباشد. بدین منظور، ارزیابی و مدلسازیکاربری اراضی کشاورزی، توسعه شهری و صنعتی در منطقه اصفهان بزرگ با استفاده از مدلهایارزیابی چندمعیاره انجام شد. ابتدا دادههای موردنیاز (شامل متغیرهای توپوگرافی،منابع آب، زمینشناسی، کاربری اراضی، دسترسیها، عوامل زیرساختی، منابع زیستی، پارامترهایخاک و اقلیم) شناسایی و نقشههای تناسب آنها به روش فازی تهیه و وزن عوامل بااستفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی تعیین گردید. سپس نقشههای تهیه شده، بااستفاده از روش ترکیب خطی وزنی با هم تلفیق و درنهایت نقشههای نهایی تناسب اراضیبا توجه به نظرات متخصصین تهیه و طبقهبندی گردید. نتایج نشان داد که حدود 9/586،2/197 و 24 کیلومترمربع (3/20، 9/6 و 08/0درصد) از مساحت کل منطقه به ترتیب برای کاربریهای کشاورزی، توسعه شهری و صنعتیمناسب میباشد. همچنین شمال غرب و جنوب شرق منطقه در محدوده نامناسب قرار دارد. در بخشدوم، تغییر کاربری و پوشش اراضیدر منطقه از سال 1996 تا 2018 بررسی و تغییراتآینده آن برای سالهای 2030 و 2050 پیشبینی گردید. برای این منظور، روشهای شئگراو درخت تصمیمگیری بر روی تصاویر ماهوارهای لندست و سنتینل-2 اعمال شد. از مدلترکیبی اتوماتای سلولی و زنجیرهی مارکوف برای تجزیهوتحلیل روند گذشته و پیشبینیتغییرات کاربری اراضی آینده استفاده شد. سپس تغییرات کاربری اراضی با استفاده ازسنجههای سیمای سرزمین بررسی شد. نتایج نشان داد که مساحت اراضی مسکونی از 13016هکتار به 154194 هکتار در فاصله سالهای 2050-1996 افزایش یافت، درحالیکه مساحتاراضی کشاورزی از 177067 هکتار به 40000 هکتار در همان مدت زمانی کاهش یافت. طبقنتایج بخش دوم بیشتر تغییرات، مربوط به افزایش مناطق مسکونی و کاهش اراضی کشاورزی میباشد. نتایج اینپژوهش، میتواند بهعنوان یک تحلیل تصمیمگیری چندمعیاره برای به دست آوردن بینشی عمیقجهت استفاده پایدار از منابع طبیعی محسوب شده و بر اساس آن سه سناریوی ممکن (رونداکولوژی و اقتصادی اجتماعی فعلی، حفاظت از اراضی کشاورزی و توسعه شهری-صنعتی) طراحیو مدلسازی شود. در بخش سوم، به تجزیه و تحلیل سیستمی بازهی 5 حوضه رودخانه زایندهرود،اقدام گردید. حوضه در حال حاضر با مشکلات محیطزیستی بسیاری مانند کمبود منابع آب،افزایش جمعیت، توسعه شهری و تخریب زمینهای کشاورزی روبروست؛ بنابراین برای اولینبار رویکرد پویاییشناسی سیستم (بادر نظر گرفتن زیرسیستمهای کاربری اراضی، منابع آب و جمعیت) در منطقه مطالعاتی بهکار گرفته شد. با استفاده از این مدل، به توصیف اتصالات پیچیده میان متغیرهای مهم کاربریاراضی و منابع آب پرداخته شد. هدف از بخش سوم بررسی ارتباط و بازخورد بین کاربریهایاراضی و منابع آب در منطقه است. تغییرات کاربری اراضی گذشته در بازهی 5 حوضه رودخانه زایندهرود مورد تجزیهوتحلیلقرار گرفت و با استفاده از این نتایج، تغییرات آینده پیشبینی شد. بر اساس نتایج،بیشتر تغییرات مربوط به افزایش مناطق مسکونی و کاهش اراضی کشاورزی خواهد بود. باکمک این مدل میتوان الگوی بهینه توسعه پایدار منطقهای را شناسایی کرد. در رسالهحاضر کاربرد تحلیل سیستمی نسبت به مسائل مؤثر در آمایش سرزمین، امکان بررسی روابط علّیو معلولی بین متغیرها و عوامل اکولوژیک و اجتماعی در بحث تنظیم روابط بین کاربریهاو برآورد تنظیم میزان نیاز به زمین موردبررسی قرار گرفت. بهکارگیری تحلیل سیستمیدر برنامهریزی فضایی کاربریها، امکان دستیابی به سناریوهای احتمالی به منظور جهتدادن سیستم به سمت مطلوب را فراهم میکند و در طول زمان هم میتوان کارایی برنامهو سناریوهای کاربری آینده را پیشبینی نمود.
کلماتکلیدی
ارزیابی چندمعیاره، کاربری اراضی، توسعه پایدار، اتوماتایسلولی، زنجیرهی مارکوف، پویاییشناسی سیستم، اصفهانبزرگ، حوضه رودخانه زایندهرود

