منصوره ملكيان
مدیریت پایدار ذخایر ژنتیکی، نیازمند آگاهی از وضعیت تبارشناسی وتبارشناسی جغرافیایی گونه ها و ساختار ژنتیکی جمعیتها است. بلوط ایرانی یکی ازمهمترین گونه های جنگلهای زاگرس در غرب ایران است که در سال های اخیر به دلیلدخالتهای انسانی و خشکسالیهای ناشی از تغییرات اقلیمی، تخریب شده و وسعت و کیفیتاین جنگلهاکاهش یافته است. هدف اول در این مطالعه، تعیین وضعیت تبارشناسی وتاریخچهی تکاملی جمعیتهای بلوط ایرانی در غرب ایران بود. به منظور ثبت نقاط حضورو جمعآوری بافت گیاهی برای بررسیهای ژنتیکی، نمونهگیری با استفاده از روش طبقهبندیتصادفی صورت گرفت. از هر نقطه دو تا پنج نمونه با فاصلهی بیش از 100 متر تهیه شد.استخراج DNA از نمونه ها انجام شد، کیفیت DNA استخراج شده با استفاده از الکتروفورز ژلآگارز %1 و اسپکتروفتومتری مورد بررسی قرار گرفت و ژن ITS با استفاده از روش PCR تکثیر شد. نمونههایدارای کیفیت مناسب برای توالییابی ارسال گردید. نتایج توالییابی ویرایش و ردیفآراییشد. فیلوژنی جنس Quercus با استفاده از نمونههایبلوط ایرانی، سایر گونههای بلوط در ایران و غرب آسیا انجام و از دو روش حداکثر احتمال و بیزین استفادهشد. زمان واگرایی گونههای مختلف بلوط بااستفاده ساعت مولکولی برآورد شد و از فسیلهای موجود برای کالیبره کردن ساعتمولکولی استفاده شد. هدف دوم، ارزیابی تنوع در بین و درون جمعیتهای بلوط ایرانیبا شرایط رویشگاهی مختلف در گستره جنگلهای زاگرس و تعیین الگوی تبارشناسی جغرافیاییاین گونه بود. شاخصهای تفاوت ژنتیکی و تحلیل واریانس مولکولی در درون و بین زیرتبارهایبلوط ایرانی محاسبه گردید. در هدف سوم، وضعیت آشیان بومشناختی این گونه و زیرتبارهایآن به همراه دو گونهی بلوط حلبی و لبنانی با استفاده از روش تلفیقی با کمک بستهیBiomod2 در نرم افزار R مدلسازی شد و همپوشانی آشیان اقلیمی آنها با استفاده از بستهیEcospat و با روش PCA-env مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تبارشناسی به روش بیزین و حداکثراحتمال، نمونههای متعلق به گونهی بلوط ایرانی را به سه زیرتبار مجزا تفکیک کرد.درخت ترسیم شده به روش بیزین مقدار احتمال خلفی پسین بالایی را در تفکیک این سه زیرتبارنشان داد. نتایج ساعت مولکولی نیز جدیدترین جد مشترک بلوط ایرانی را در حدود 19 میلیونسال پیش در دورهی میوسن و هم زمان با شروع کوهزایی زاگرس برآورد کرد. نتایج تحلیلواریانس مولکولی نشان داد که میزان تغییرات درون جمعیتها (%78) و بیش از تنوعدرون زیرتبارهاست (%??). میزان شاخص تثبیت نیز 22/0 و از نظر آماری معنیدار بود که وجودساختار ژنتیکی در جمعیت بلوط ایرانی را تأیید میکند. میزان تنوع هاپلوتیپی در گونه98/0، تنوع نوکلئوتیدی 01/0 و تنوع نولکئوتیدی در زیر تبارها به ترتیب ??/?، 01/0 و 008/0 بود. نتایج مدلسازی آشیانبومشناختی نشان داد که سه الگوریتم جنگل تصادفی، Maxent و Maxnet دقت بالا و انطباق بیشتریبا واقعیات زمینی داشتند و به همین دلیل برای ساخت نقشهی ترکیبی استفاده شد. طبقنتایج ،مقدار بارندگی سالانه مهمترین فاکتور اثرگذار بر مطلوبیت آشیان بومشناختیبلوطها به ویژه بلوط ایرانی است. آزمون مشابهت و همسانی برای سه گونه بلوط نیزنشان داد که آشیان سه گونه بلوط همپوشانی بالایی داشته و شباهت آنها بیشتر ازحالت تصادفی است. علاوه براین، نتایج این دو آزمون نشان داد که آشیان اقلیمی سه زیرتباربلوط ایرانی نیز همپوشانی بالایی دارند و یک گونه هستند.
کلید واژگان: بلوط حلبی، بلوط لبنانی،ساختار ژنتیکی، مدلسازی تلفیقی، نگهداشت آشیان بوم شناختی، همپوشانی آشیان بومشناختی

