مسعود طاهريون
ردپای آب، یکی از مفاهیمی است که امروزهبا توجه به ویژگی های آن در مدیریت پایدار آب به ویژه در بخش مدیریت تقاضا بسیارمورد توجه قرار گرفته و به آن ارجاع می شود؛ ردپای آب (WF)، شاخص میزان استفاده از آب و همچنین معرفمیزان آلایندگی آب به صورت مصرف مستقیم و یا غیرمستقیم در تولید یک محصول و یاانجام یک فرایند است که از طریق تعیین شناسنامه ای از نحوه تأمین تا چگونگی مصرفآب در کل چرخه تولید یک محصول توانایی برنامه ریزی های کامل تر و جامع تر را ممکنمی سازد. در این پژوهش، بر مبنای شاخص فوق الذکر مدلی جهت مدیریت پایدار آب درنواحی صنعتی ارائه شده است. برای بررسی عملکرد این ساختار، همزیستی صنعتی زنجیرههای تولید در سه صنعت مختلف شامل صنعت فولاد، کارخانه تولید کنسانتره زغال سنگ ونیروگاه حرارتی در استان کرمان مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا انواع ردپاهای آب درصنعت موردنظر محاسبه شد. در همین مرحله، فهرست های زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادیمتناظر با فهرست WFبراساس معیارهای خاص تهیه شدند. در مرحله بعد (ارزیابی پایداری)، شاخص های پایداریدر سه بعد توسعه پایدار یعنی زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی به صورت توابعی ازردپای آب بیان شد. شاخص های پایداری زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی بر اساس مقایسهنسبی WFموجود و WFپایدار گرا (SOWF)ارائه شد. SOWFدر یک همزیستی صنعتی به عنوان وضعیتی تعریف شد که در آن کمترین برداشت از منابع آبو کمترین تخلیه فاضلاب به محیط زیست اتفاق می افتد. بنابراین، SOWF با حل مدل بهینه سازی با هدف به حداقلرساندن WFآبی و خاکستری به دست آمد. در گام بعدی به بررسی و ارائه راهکارهایی برای مدیریتپایدار آب در دو حالت درون سازمانی و حالت کلی (برون و درون سازمانی) با استفادهاز استراتژی های R مانند کاهش در مصرف، استفاده مجدد وبازچرخانی از طریق مدل بهینه سازی پرداخته شد. در حالت اول (درون سازمانی) -کهمحدوده تصمیم گیری راهکارها و تعاملات درون سازمانی را شامل می شود- از اعمال اقدامات کلان همچنین مدل بهینه سازی(حل آن با الگوریتم ژنتیک NSGA-II) برای کاهش همزمانردپاهای آب و هزینه استفاده شد. در حالت دوم یعنی حالت کلی،ارتباطات درون و برون سازمانی در محدود? مرز تعیین شده یک همزیستی صنعتی در نظرگرفته شد. در این حالت نیز مدل بهینه سازی توسعه یافته با استفاده از از الگوریتمژنتیک NSGA-IIحل شده است. با توجه به نتایج، شاخصپایداری زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی کل WF همزیستی 79، 14 درصد و 1.45 تعیین شد. نتایج حالت درون سازمانی نشان داد ردپای آبآبی و خاکستری زنجیره تولید فولاد بعد از راهکارهایکاهشی کلان و مدل بهینه سازی به میزان 70 درصد و ردپای آب خاکستری100 درصد کاهش پیدا کرده است. در حالت برون سازمانی، مدل بهینه سازی توانست 25درصد ردپای آب آبی و 90 ردپای آب خاکستری کل مجموعه همزیستی را کاهش دهد. نیز باحل مدل بهینه سازی مرز پارتو تشکیل گردید و نتایج حاکی از آن بود که استراتژیاستفاده مجدد از پساب های صنعتی نسبت به سیاست هایی همچون استفاده از آب دریاهمچنین سیاست های کاهشی مانند استفاده از انرژی خورشیدی از اولویت بیشتری برخورداربوده اند.

