تأثیر متیل گلای اكسال و پونیسیك اسید بر بلوغ تخمك و تكوین پیش از لانه گزینی رویان در موش های آزمایشگاهی
تاریخ دفاع
استاد
سيداميرحسين مهدوي
دانشکده
مهندسی كشاورزی
طی چند دهه اخیر، مصرف خوراک های فرآوری شده به طور گسترده ای افزایش یافته است. روند تولید این خوراکها می¬تواند منجر به تولید ترکیبات دی¬کربونیل شود. متیلگلیاکسال (MGO) یکی از فعالترین متابولیتهای دیکربونیل در سیستم های فیزیولوژیک است که طی مجموعهای از واکنشهای اکسیداسیون و دهیدراسیون، MGO به ترکیبات نهایی گلایکه شدن (AGE) تبدیل میشود. تجمع بیش از حد AGEs در بدن میتواند موجب تغییر در ساختار و عملکرد پروتئینها و فعال شدن مسیرهای التهاب سلولی و تنش اکسیداتیو شود. از سوی دیگر اسید لینولنیک کنژوگه (CLnA) و به خصوص ایزومر پونیسیک اسید که به فراوانی در روغن هسته انار یافت میشود، می تواند این تنش های سلولی را تعدیل نماید. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تیمار نمودن تخمکهای نابالغ موش (با و بدون سلولهای کومولوس (COC و DO)) با MGO و پونیسیک اسید بر کیفیت تخمک و تکوین پیش از لانه گزینی رویان بود. به این منظور تغییرات شرایط اکسیداتیو، عملکرد میتوکندریایی و بیان ژنهای مرتبط مانند Glo1، Rage، Nrf2 و NF-?? در تخمکهای بالغ اندازهگیری شد. یافته های آزمایش حاضر نشان دادکه نرخ بلوغ تخمکهای COC و DO که با غلظت 75 و 150 میکرومولار MGO تیمار شده بودند و نیز بلاستوسیست حاصل از آنها، در مقایسه با سایر غلظتها (0، 20 و 40 میکرومولار) به طور معنیداری کاهش یافت (05/0 >P). تیمار نمودن تخمکها با 75 میکرومولار MGO به طور معنیداری سطح ROS را در تخمکهای بالغ شده در هر دو گروه COC و DO افزایش داد. در مقابل، سطح GSH در COC و DO تیمار شده با 75 میکرومولار MGO به طور قابل توجهی در طی دوره بلوغ آزمایشگاهی (IVM) کاهش یافت (05/0 >P). همچنین توزیع یکنواخت میتوکندری در تخمکهای COC و DO به طور معنیداری در گروه تیمار شده با 75 میکرومولار MGO کاهش یافت (05/0 >P). نتایج حاضر نشان دهنده آن است که سطح ROS به طور معنیداری در گروهی که همزمان با چالش MGO در معرض پونیسیک اسید قرار گرفتند، در هر دو گروه تخمکهای COC و DO کاهش و سطح GSH به طور معنیداری افزایش یافت (05/0 >P). هرچند در حضور 75 میکرومولار MGO در طی IVM، میزان بیان mRNA ژنهای Glo1، Rage، Nrf2 و NF-?? به طور معنیداری در تخمکهای COC افزایش یافت (05/0 >P)، اما به دنبال تیمار همزمان MGO و پونیسیک اسید از افزایش بیان هر 4 ژن جلوگیری به عمل آمد و به سطحی مشابه گروه کنترل کاهش یافتند. افزودن 5/0 میکرومولار پونیسیک اسید به محیط بلوغ، نرخ بلوغ تخمک و نرخ تشکیل بلاستوسیست را در تخمکهای تحت چالش MGO افزایش داد؛ هرچند نرخ تشکیل پرونوکلئوس در حضور MGO و نیز در گروهی که MGO و پونیسیک اسید بطور همزمان تیمار شده بودند، بدون تغییر باقی ماند. از دیگر سو، وجود 5/0 میکرومولار پونیسیک اسید در محیط بلوغ تخمک، به طور معنیداری دیگر جنبههای کیفیت تکوین مانند نرخ بلوغ تخمک، تشکیل پرونوکلئوس و تشکیل بلاستوسیت را در تخمکهای DO بالغ افزایش داد (05/0 >P). به دنبال تصویربرداری میکروسکوپی، مشاهده گردید که سلولهای تروفکتودرم (TE) و تعداد کل سلولهای رویانی در گروه بلاستوسیستهای حاصل از تخمکهای COC تحت تنش MGO کاهش یافته بودند. این درحالی بود که استفاده از 5/0 میکرومولار پونیسیک اسید به همراه MGO، از شدت آثار مخرب MGO کاسته و تعداد سلولهای ICM و TE را به طور معنیداری در مقایسه با گروهی که تنها با MGO تیمار شده بودند، افزایش داد (05/0 >P). در کل نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان دهنده آن است که تنش اکسیداتیو ایجاد شده به واسطه MGO تعادل ردوکس را مختل و توزیع بهینه میتوکندری را تغییر داد و در نهایت منجر به کاهش کیفیت تخمک ها طی مراحل بلوغ شد. این در حالی بود که به کارگیری سطوح موثر پونیسیک اسید توانست با توانایی آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی خود تنش حاصل از MGO در این تخمکها را بطور قابل ملاحظه ای کاهش دهد.
کلمات کلیدی: تنش دیکربونیل، بلوغ آزمایشگاهی تخمک، تکوین پیش از لانهگزینی، متیلگلیاکسال ، پونیسیک اسید، موش

