سعيد مهدوي
روشهایبسیاری توسط محققین مختلف برای بهینهسازی مسئله «گذار از معدن روباز به معدنزیرزمینی» ارائهشدهاند. منظور از بهینهسازی، تصمیمی اقتصادی برای تعیین محلمناسب توقف معدنکاری روباز و شروع معدنکاری زیرزمینی است. مدلهای بهینهسازی تبدیل کاربری معادنروباز به زیرزمینی عمدتاً بر اساس تعیین نقطهگذار یا عمق بین استخراج از معادنروباز و معدن زیرزمینی توسعهیافتهاند. با توجه به اهمیت مسئله تلاش شد تا باشناسایی مزیتها و کاستیهای روشهای مورد بررسی همچون عدم درنظرگرفتن عدم قطعیتعیار کانسارها، عدم توجه به لنگه تاج (لنگهتاج یا حائل، قسمتیسنگی است که در بالای کمعمقترین بخش یک معدن زیرزمینی قرار دارد تا از ثبات درسنگ اطرافش اطمینان حاصل شود.)، عدم توجه به ارزش زمانی پول، محدود بودن روش برایانتخاب روش معدنکاری و سایر کاستیها، بهانتخابی مناسب با توجه به شرایط ژئوتکنیکی و زمانی، برای معادن مختلف رسید. در این خصوص سعی شد تا با یافتن راهحل مناسب به بررسیپارامترهای موثر در تعیین و بهینهسازی ابعاد لنگه پرداخت. جهت یافتن این اهدافشکل کلی معدن و کارگاه زیرزمینی با مدلسازی عددی با استفاده از نرم افزار FLAC 3D طراحیشدهاست. در ابتدا شکل معدن روباز که دارای 16 پله است طراحی شد و در ادامه باطراحی کارگاه زیرزمینی و ایجاد تغییرات در پارامترهای مدنظر(پارامترهای هندسیطراحی) میزان جابجایی بررسی شد. پارامترهای مورد مطالعه شامل شیب دیواره معدن (?)، ارتفاعکارگاه (t)،ضخامت لنگه حائل (h) و درصد بازیابی (r) است. دامنهتغییرات موردنظر در این پارامترها شامل شیب دیواره معدن از 40 تا 60 درجه، ضریببازیابی از 60 تا 100 درصد، ارتفاع کارگاه از 5 تا 15 متر و ضخامت لنگه حائل از 25تا 75 متر است. براساس نتایج بدست آمده، با تغییرات در این پارامترها میزان حداکثرنشست در کف پیت به طور قابل ملاحظهای افزایش یافته است. با افزایش درصد بازیابیاز 60 به 100، میزان جابجایی 450 درصد افزایش داشته است. با افزایش شیب دیوارهمعدن از 40 به 60، میزان جابجایی 60 درصد افزایش داشته است. با افزایش ضخامت لنگهحائل از 25 به 75، میزان جابجایی 36 درصدکاهش داشته است و با افزایش ارتفاع کارگاه از 5 به 15، میزان جابجایی 10 درصدافزایش داشته است. در هنگام طراحی معادن ترکیبی این پارامترها جهت تعیین ابعادلنگه حائل در نظر گرفته شده اند که با رتبه بندی این پارامترها تلاش شد تا الگوییبهینه با تعیین پارامترهای موثرتر معرفی گردد. هر کدام از این پارامترها در نشست کف پیت که عاملی بسیار مهم جهت برنامهریزی و ایمنی معادن است ، بااهمیت در نظر گرفته می شود.

