سيدمهران نحوي
در سالهای
اخیر روند فزاینده افراد مبتلا به بیماری دیابت، باعث افزایش نگرانیها در حوزهسلامت شده است. بنابراین توسعه سیستمهای تشخیصی با دقت و حساسیت مطلوب بسیار حائزاهمیت است. در میان رویکردهای تشخیصی، تکنیک فوتوالکتروشیمیایی (PEC) به دلیل حساسیت یالاتر، به عنوان یک روشنویدبخش در دو دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، به منظور رفعمحدودیتهای آنزیمها، زیستحسگرهای غیرآنزیمی مبتنی بر فلزات واسطه توسعه پیداکردهاند. بدین منظور استفاده از بسترهای متخلخل، کاندید مناسبی به منظور بارگذارینانوذرات کاتالیستی خواهد بود. از میان اکسید فلزات واسطه، مواد مبتنی بر اکسید مسبه دلیل ویژگیهایی از قبیل فراوانی، مقرون به صرفه بون و همچنین عملکرد نوریمناسب مانند قابلیت جذب در محدوده نور مرئی در فرایند اکسیداسیون مستقیم گلوکزمورد استفاده قرار میگیرد. در این راستا، اتصال ناهمگون میان نانولولههایاکسیدتیتانیوم (TiO2) و نانوذرات اکسید مس (Cu2O) ایجاد شد. عملکرد فوتوالکتروشیمیائی ساختارمذکور با بارگذاری مقادیر مختلف نانوذرات اکسید مس بررسی شد. نمونه بهینه از منظرمشخصهیابیهای متفاوت همچون میکروسکوپ الکترونی نشر میدانی (FESEM)، آزمون پراش پرتو ایکس (XRD)، طیفسنجی نوری فرابنفش-مرئی (DRS) و آزمون مات شاتکی مورد ارزیابی قرار گرفت.در ادامه نتایج عملکرد فوتوالکتروشیمیائی این ساختار که با استفاده از آزمونهایولتامتری چرخهای (CV) و کرونوآمپرومتری (CA) صورت پذیرفت؛ حاکی از آن بود که این زیست حسگر دارای محدوده خطی، حساسیت و حد تشخیص بود. همچنین پایداریزیستحسگر نیز موردارزیابی قرار گرفت که در مدت 900 ثانیه، پاسخ جریان نوری 98% ازحالت اولیه حفظ شد.

