مهدي عبدي
یکی از پرسشهای اساسی فیزیک جدید این است که با بزرگ شدن اندازه چگونه از دنیایی که مکانیک کوانتومی آن را توصیف میکند به دنیایی میرسیم که قوانین حاکم بر آن قوانین فیزیک کلاسیکاند. تاکنون جوابهای متعددی برای پاسخ به این سوال پیشنهاد شدهاست که همه آنها کم و بیش به واهمدوسی برمیگردند. در این بین افرادی نیز سعی داشته و دارند که گذار کوانتوم به کلاسیک در سامانههای درشتمقیاس را به کمک مدلهایی بهنام مدلهای رمبشی و یا مدلهای تقلیل خودبهخودی توجیه کنند که برای بررسی درستی این مدلها نیاز به آمادهسازی اجسامی درشتمقیاس با رفتارهای کوانتومی داریم. این حالتها نه تنها در مطالعات بنیادین فیزیک کاربرد دارند، بلکه میتوان از آنها برای حسگری و محاسبات کوانتومی نیز استفاده کرد. طرحها و پیشنهادات زیادی نیز در این زمینه دادهشدهاند، از تولید حالتهای برهمنهیده درشتمقیاس به کمک آنساملهای اتمی گرفته تا تولید حالتهای برهمنهیده درشتمقیاس اسپینی به کمک چگالیدههای بوز-انیشتین. در این اینجا قصد داریم از یک چیدمان اپتومکانیکی پیشنهاد شده که مبتنی بر مدارهای ابررساناست برای تولید حالت غیرکلاسیکی گربه استفاده کنیم و طی یک فرآیند بیدررو و همچنین بهکمک یکی از روشهای میانبرها به بیدررویی، جسمی درشتمقیاس را در حالت برهمنهیدهای از دو حالت فضایی جدا از هم آمادهسازی کنیم؛ در اصل بهکمک شبیهسازیهای عددی نشان دادهایم با بکارگیری الگوریتم کوانتمی بدونگذار، پویایی غشائی درشتمقیاس از جنس گرافین را میتوان طوری مهار کرد که پس از مدت زمان کوتاهی غشاء در حالت برهمنهیدهء خمیدگی به چپ و راست قرار گیرد؛ حالتی که نسبت به حالت بدستآمده از یک فرآیند کندِ بیدررو مدت زمان کمتری دستخوش واهمدوسی قرارگرفته و درنتیجه هماندهی بالاتری دارد و ما را در یافتن پاسخ پرسشهای باز فیزیک کوانتوم و گسترش فناوریهای کوانتومی یاری میکند.

