فرهاد شهبازي دستجرده
همگامی یکی از پدیدههای جذابی است که به وفور در طبیعت یافت میشود. این پدیده در زمینههای مختلفی مانند علوماعصاب، شبکههای فناوری و ریاضیات مورد بررسی قرار گرفتهاست. اگرچه همگامی به تنهایی توانسته پدیدههای زیادی را مثل چشمک زدن کرمهای شبتاب تا اتفاقات ریزتر مانند همگامی بخش عصبی مغز که منجر به بیماری صرع میشود را توصیف کند، رشد آن همزمان با رشد شبکههای پیچیده توانسته پویایی سامانههای متفاوتی را مثل شبکههای دنیای واقعی نشان دهد. اگرچه پژوهشهای زیادی در زمینه همگامی در شبکههای بدون جهت انجام شدهاست، همچنان جای بررسی زیادی برای شبکههای جهتدار که به دنیای واقعی نزدیکترند باقی میماند. ساختار حلقهها در گرافهای جهتدار به دلیل اهمیتی که در توپولوژی گرافها دارند، امکان بررسی بیشتر در زمینه همگامی را برای ما فراهم میکنند، چرا که این حلقهها مانند قطعات جورچین در ساختار شبکهها عمل میکنند. در این پژوهش همگامی را توسط مدل کوراموتو روی شبکههای جهتدار مدل بررسی میکنیم و سپس به دو شبکهی واقعی عصبی کرم سیالگانس و شبکهِی مغزی مگس سرکه میپردازیم و نشان میدهیم که افزایش تعداد این حلقهها باعث افزایش همگامی چه در شبکههای مدل و چه در شبکههای واقعی میشود.

