دیابت یکی از شایع ترینبیماریها در جوامع بشری است و به طور مستقیم و غیر مستقیم هر سال صدمات زیادیوارد میکند. دیابت به دو دسته نوع اول و دوم تقسیم میشود. هر دسته درمان خاص خودرا دارد اما نکته مشترک هر دو دسته، نیاز به کنترل مداوم قند خون است. بیماران دیابتیمرتب دچار افزایش و کاهش شدید قند خون میشوند و لازم است به سرعت میزان قند خوناندازه گیری شود. بهترین راه برای اندازه گیری مداوم قند خون، استفاده از بیوسنسورهاو کیت های تشخیص است. نیاز به بیوسنسور دقیق، حساس و سریع باعث پیشرفت چشمگیر صنعتسنسور و بیوسنسور در جهان شده است.
هدف از این پایان نامه، ارائه یک روش رنگ¬سنجی ساده، سریع و ارزان برای اندازه¬گیری و گونه¬شناسی آرسنیک معدنی در نمونه¬های زیست محیطی است. بدین منظور، روش ریزاستخراج لایه نازک مبتنی برکاغذ در فضای فوقانی با سامانه آشکارسازی تلفن ¬هوشمند تلفیق شد. در روش پیشنهادی، با استفاده از فرایند تولید هیدرید گزینش¬پذیر، (III)As موجود در محلول نمونه¬ی اسیدی شده با سیتریک اسید، در حضور پتاسیم بوروهیدرید به صورت درجا1 به آرسین2(AsH3) تبدیل شد. آرسین با معرف نقره دی ¬اتیل¬ دی ¬تیوکاربامات بارگذاری شده روی کاغذ واکنش داد وکمپلکس قرمزرنگی تشکیل¬شد.
در این پژوهش عملکردکاتالیست فسفومولیبدات تثبیت شده روی بستر کربن نیترید گرافیتی در واکنش استری کردن لوولینیک اسید با اتانول، 1-بوتانول و 1-هگزانول مورد بررسی قرار گرفت. برای شناسایی بستر و کاتالیست¬ها از تکنیک¬های طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR)، جذب و واجذب نیتروژن، پراش پرتو ایکس(XRD)، میکروسکوپ الکترونی عبوری(TEM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی(SEM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدان(FE-SEM)، طیف سنجی پراش انرژی پرتو ایکس(EDX)، رامان و طیف سنجی پلاسمای جفت شده (ICP) استفاده شد.
در طول
برنامهریزی تاکتیکی و عملیاتی ظرفیت تولید با توجه به اهمیت پذیرش یا عدم پذیرش تقاضای جدید یکی از دغدغههای اصلی مدیران بهویژه در واحدهای صنعتی کوچک و متوسط بر پایه مهندسی بر اساس سفارش است. عدم قطعیت در این برنامهریزی تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد تولید میگذارد. دستیابی به بازه زمانی تحویل، تأمین مواد اولیه، استفاده از نیروی انسانی و ... ازجمله مواردی هستند که از عدم قطعیت تأثیر میپذیرند. از سوی دیگر تأثیر سیاست زمان تحویل انعطافپذیر بر برنامهریزی و پذیرش سفارش از اهمیت بالایی برخوردار است. عامل اصلی
در دهههای اخیر، مدلسازی فازی به دلیل توانایی مدلسازی در شرایط ناکافی بودن تعداد مشاهدات، نقض فرضیات توزیعی، وجود ابهام در رابطهی متغیرهای ورودی و خروجی و یا پدیده مورد مطالعه مورد توجه بسیاری از محققان قرارگرفته است. گرچه مدلهای گسترش یافته در این حوزه در برخی از جنبهها تفاوتداشتهاند اما منطق عملکردی تمامی مطالعات، افزایش تعمیمپذیری مدل از طریق کمینهکردن ابهام مدل بودهاست. با این وجود به نظر میرسد چنین روشهایی با وجود ارائه باریکترین پهنای بازه برش ?