رفتن به محتوای اصلی
x

سیستم سه‌تایی Ti-Al-C دارای ترکیبات و آلیاژهای بسیار مهم وموردتوجهی است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، فاز مکس Ti3AlC2 می‌باشد. فازهای مکس، نیتریدها یا کاربیدهاینانولایه سه­تایی بوده که ویژگی­های شگفت‌انگیزی را به­صورت ترکیبی از خواص ویژهفلزها و سرامیک­ها، شامل قابلیت ماشین­کاری، هدایت حرارتی و الکتریکی، مقاومتخوردگی و اکسیداسیون و مقاومت در برابر شوک حرارتی نشان می­دهند. در حال حاضر Ti3AlC2 به عنوان پرکاربردترین فاز مکس به علت خواص خودترمیمی اکسیداسیونبه خصوص در دمای بالا مورد توجه می‌باشد.

در این پژوهش کمپلکس¬های نیکل (II)، مس(II)، کادمیم و روی با لیگاند 4-نیترو فنیل سیانامید با ترکیبات با روش¬های آزمایشگاهی سنتز شدند و ساختار آنها با آنالیزهای UV-Vis، FT-IR و H-NMR مورد بررسی و تایید قرار گرفت.سپس خواص ضد باکتریایی کمپلکس¬های فلزی سنتز شده در حذف دو سویه باکتری گرم مثبت استافیلوکوکوس اورئوس و باکتری گرم منفی اشرشیاکلی مطالعه گردید. بر اساس نتایج بدست آمده مشخص گردید که کمپلکس [Ni(CN)2(4-NO2-HPcyd)2] نسبت به سه کمپلکس دیگر برای هر دو سویه، توانمندی باکتری کشی بالایی بالایی دارد.

در این پایان‌نامه، یک روش عددی برای حل مسائل کنترل بهینه خطی تأخیری با تابعی معیار درجه دو ارائه شده است. روش پیشنهادی مبتنی بر سری هارتلی است. ابتدا خواص و ویژگی‌های سری هارتلی بررسی شده است و سپس ماتریس‌های عملیاتی انتگرال و تأخیر متناظر با سری هارتلی محاسبه شده است. با استفاده از بسط متغیرهای حالت و کنترل برحسب سری هارتلی و ماتریس‌های عملیاتی انتگرال و تأخیر یاد شده، مسأله کنترل بهینه تأخیری مورد مطالعه به یک مسأله بهینه‌سازی پارامتری تبدیل شده است که حل آن به مراتب ساده‌تر از حل مسأله اصلی است. به منظور ارزیابی دقت، کارآیی و

چکیده
هدف از این پژوهش ایجاد ساختار گرادیانی در ورق آلومینیوم 1050 با استفاده از روش نورد تجمعی پیوندی و آنیل است. برای این منظور
نمونههای آلومینیومی به صورت 3 لایه، که لایه های جانبی جهت کمتر بودن اندازه دانه در سطح نمونه، دارای کاهش ضخامت اولیه 20 ، 35 و
50 درصد بودند و لایه میانی فاقد نورد اولیه بود، در دمای محیط و در شرایط بدون روانکاری تحت نورد تجمعی پیوندی قرار گرفتند. سپس
جهت دستیابی به انعطافپذیری و چقرمگی مناسب، نمونه ها در دمای ?C380 و در زمانهای 15 تا 2800 ثانیه آنیل شدند. پس از آن تغییرات

یکی از راه‌حل¬های مناسب جهت سازگاری با خشکسالی و کمبود آب و حفظ تولید در مناطق خشک روش آبیاری قطره¬ای زیرسطحی است. در روش آبیاری قطره¬ای زیرسطحی فقط منطقه ریشه آبیاری می¬شود و از آب موجود به طور مؤثرتری استفاده می شود. هدف از این تحقیق بررسی اثر سطوح مختلف مدیریت کودی (نیتروژن، کلات آهن و روی) و آب بر عملکرد، اجزای عملکرد و شاخص¬های بهره¬وری آب (WP) و بهره¬وری آب آبیاری (IWP) تحت سیستم آبیاری قطره‌ای زیرسطحی (SDI) است.

همانطور که می­دانید، سیستم کنترل به عنوان هسته­ی اصلی تصمیم­گیرنده در یک مجموعه در علوم مختلف مهندسی از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است. از همین رو، تحلیل و طراحی این سیستم‌ها نیز بسیار مورد توجه قرار دارند. یکی از راهکارهای موثر در این حوزه، روش‌های مبتنی بر نظریه پایداری لیاپانف است. روشی که بدون در اختیار داشتن پاسخ سیستم، از چگونگی رفتار آن خبر می‌دهد. روش تابع لیاپانف پویا از جمله روش‌هایی است که سعی دارد دسته توابعی معرفی کند که بر اساس آن‌ها، شرایط نظریه لیاپانف برای یک سیستم غیرخطی خودگردان (بدون ورودی) برآورده شوند. این روش در به دست آوردن ناحیه­ی تقریبی جذب بسیار کمک کننده است.

آبیاری قطره‌ای نواری به دلیل افزایش راندمان آب، کاهش تبخیر سطحی و عدم نفوذآب به اعماق خاک در شرایط کمبود آب موردتوجه کشاورزان مناطق خشک و نیمه‌خشک می‌باشد.در این تحقیق اثر آرایش کاشت، سطوح آبیاری، تقسیط کود نیتروژن و کاربرد آهن و رویبر زیست توده (TB)، بهره‌وری آب (WP) و بهره‌وری اقتصادی (WPE) ذرت بررسی شده است. آرایش کاشت   شامل کشت یک ردیفه با فاصله نوار آبیاری 70 سانتی‌متر (70DS) و کشت دو ردیفه با فاصله 30 سانتی‌متربا فاصله نوار آبیاری 140 سانتی‌متر(140DS)   بودند. سطوح آبیاری شامل کم آبیاری (ET85/0=1W)و آبیاری کامل (ET = 2W)بودند.

تحت نظارت وف ایرانی